مير تقي الدين كاشاني

210

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

مست مى معارف ، آن فيض‌بخش عالم * كز جام او افاضل ، بودند جرعه‌آشام تا كامياب گردند ، خيل ملايك از وى * از كشور جهان زد ، در عرصهء عدم گام چون اهل علم و دانش ، اسلام را ملاذند * تاريخ فوت او شد ، « حيف از ملاذ اسلام » « 1 » تاريخ مباركباد آصف جاه آقا خضر بود تا روز عيد و گردش ايّام و سال و ماه * مباركباد روز عيد بر نوّاب آصف جاه كدامين عيد « 2 » ، آن عيدى كه بر پيشانى صبحش * بود نقش آيت بهروزى ايّام و سال و ماه كدام آصف وزيرى ، برخيا شانى قضا حكمت * كه بر بالاى قدرش اطلس گردون بود كوتاه خضر نامى كه ريزد آب حيوان از نى كلكش * فلك جاهى كه گُنجد در فضاى قدرش اين درگاه زُحَل در پاس او گردن نهد هر شام بىاجبار * فلك در خدمتش بندد كمر هر صبح بىاكراه بود هر روز صبحِ عيد و هر شب شام اقبالش * بود كارش همه نيكو و تدبيرش همه دلخواه نشيند چون صباح عيد بر مسند ملايك را * شود لفظ مباركبادى او زينت افواه رقم شد بهر تاريخ مباركبادى عيدش * « مباركباد روز عيد بر نوّاب آصف جاه » « 3 » تاريخ قيصريهء آصف جاهى آقا خضر به عهد شاه كيوان رتبه عباس * شهنشاه فريدون عدل جم داد

--> ( 1 ) . به سال 1009 ه . ق اشاره دارد . ( 2 ) . اصل : - عيد . ( 3 ) . به سال 1008 ه . ق اشاره دارد .